نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه علوم قرآن وحدیث دانشگاه تهران

چکیده

حدیث از جهات گوناگون از جمله نقش آن در تبیین مقاصد قرآن و بیان جزئیات آن از موقعیت ممتازی برخوردار است. در عین حال، یکی از مسائل مرتبط با احادیث معصومان (علیه السلام) تعارض دسته ای از آنها با دسته ای دیگر است؛ چه، به دلایل متعدد، از جمله وقوع جعل و وضع، نقل به معنا، از میان رفتن قرائن حالی و مقامی، ضعف حادثه و کوتاهی اندیشه برخی از راویان، وقوع تصحیف و تحریف، تقیه و پاره ای از دیگر عوامل عملا روایات متعارضی به منابع روایی راه یافته اند. بر این اساس، یکی از جوانب اهتمام محدثان بزرگ در منابع روایی، پرداختن به حل تعارض مستقر در روایات متعارض است؛ چه، در تعارض مستقر بر خلاف تعارض بدوی، نمی توان میان دلالت متعارضین جمع کرد.
  محمد باقر مجلسی نیز در بحار الأنوار در مواجهه با تعارضات مستقر، عمدتا مبتنی بر روایات وارده از معصومان( علیه السلام)، به شیوه های گوناگون عمل کرده است؛ به این ترتیب که در صورت تعادل ادله یکی از دو راه توقف یا تخییر را برگزیده است؛ هرچند ملاک های کاملا منقحی در انتخاب هریک از این دو راه مطرح نکرده؛ در حوزه روایات فقهی بیشتر " تخییر" و در روایات اعتقادی عمدتا " توقف" را پیشنهاد کرده است؛ یعنی، خواسته یا ناخواسته، موضوع روایات متعارض، در انتخاب موضع وی در قبال آنها مؤثر افتاده است. مجلسی در روایات غیر فقهی و غیر انتقادی براساس ملاک های محتوایی، ازقبیل اعتضاد به کتاب و سنت و شهرت روایی و ملاک های سندی، از جمله ضعف روایان و انگیزه های شخصی آنان به ترجیح یکی از طرفین تعارض پرداخته است. گو اینکه در موارد نادری که هیچ راهی برای جمع یا ترجیح نیافته است، به رغم دأب خود، به رد متعارضین اقدام کرده است. با این همه، تقریبا در همه موارد، دقت مجلسی در پرهیز از طرح روایات، قابل ملاحظه است و از همین رو، می کوشد راهی برای جمع دلالی- یا در حقیقت عدم پذیرش تعارض مستقر- بیابد؛ جز در موارد خاص که گریزی از قبول وقوع تعارض مستقر نداشته و در مواجهه با آنها نیز با احتیاط  عمل کرده است.
 

کلیدواژه‌ها