نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مدیر بخش تاریخ و ادیان دانشنامۀ قرآن‏شناسی.

2 کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه پیام نور، واحد قم

چکیده

در قرآن کریم، زنان از‏نظر رتبۀ انسانی، همشأن مردان شمرده شده‏اند و حقوقی عادلانه برایشان در‏نظر گرفته شده است؛ با این حال، مفسران گذشته در‏فهم برخی آیات ناظر به حقوق، و روابط اجتماعی و خانوادگی زنان، برداشت‌هایی متناسب با وضع زمان خود به‏دست داده‏اند که بر‏خلاف نگرش قرآنی و نامتناسب با وضع کنونی زنان است؛ از این روی، نقد و بررسی این نظر‏ها با توجه به برداشت‌های معتبر امروزی، ضروری می‌نماید.
یکی از مهم‌ترین این آیات، آیۀ 34 سورۀ نساء است که به آیۀ قیمومیت شهرت دارد و مبنای حقوقی برخی قوانین مدنی ایران است. نوع برداشت از مفاهیمی چون قیمومیت و حدود آن، فضل، صالحات، نشوز، حافظات للغیب، تخافون و ضرب، در این آیه، طی قرون متمادی از اولین نوشته‌های تفسیری موجود تا زمان حال تغییر کرده است. با توجه به اینکه دین و حقایق وحیانی، فراتر از زمان و مکان‏اند و رنگ کهنگی نمی‌گیرند، و اندیشه‌های بشری و فهم دینی، در بستر زمان و مکان شکل می‌گیرد، سیر تطور فهم مفسران از این آیه با توجه به زمان و مکان این افراد، دارای اهمیت فراوان است.
در این مقاله، سیر تطور فهم این آیه را نزد مفسران و نیز برون‏رفت آن‏ها ­از چالش­هایی مانند «ضرب» را بررسی کرده‏ایم و در پایان، خلأ‏های موجود در تفسیر این آیه را نقد کرده‏ایم.
 

کلیدواژه‌ها