نقد آرای ذهبی ذیل روایت‌های مستدرک حاکم درباره فضایل اهل بیت(ع)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

در منابع روایی اهل سنت، فضایلی بی‌شمار درباره اهل‌بیت عصمت و طهارت(ص) نقل شده و رجالیان و حدیث‌پژوهان این مکتب، دیدگاه‌هایی متفاوت درباره این نوع احادیث داشته‌اند.حاکم نیشابوری (م.405ق.) در بخشی از کتاب خود به نام مستدرک، برخی فضایل اهل‌بیت(ع) را ذکر کرده است؛ در مقابل، ذهبی(م.748ق.) در کتاب تلخیص‌المستدرک، روایت‌های نقل شده از حاکم را نقد کرده و در نهایت، دسته‌ای از آن‌ها را تضعیف و ابطال کرده است.پرسش بنیادین این پژوهش، آن است که آیا ذهبی در نقد احادیث حاکم، روشی یکسان و دقیق داشته است یا خیر.
دسته‌بندی و بررسی نظرهای ذهبی، بیانگر آن است که وی در تصحیح و تضعیف روایت‌ها، روشی یکسان نداشته و گاه نظرهایش دوگانه است و اتقان لازم را نیز ندارد؛ مثلاً وی گاهی علت ضعف سند را بیان کرده و گاه بدون ذکر علت ضعف، حدیث را از تلخیص حذف کرده است.نادیده گرفتن آرای رجالیان پیشین در نقد روایت‌ها، از دیگر ضعف‌های ذهبی به شمار می‌رود و بیانگر روی کرد تعصب‌آمیز وی به بخشی از روایت‌های مندرج اهل سنت درباره فضیلت اهل‌بیت(ع) است.
بدین ترتیب می‌توان گفت ذهبی در نقد احادیث فضایل اهل‌بیت(ع)، از روش علمی منحرف شده است و از این روی نمی‌توان به آرای وی اعتماد کرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Criticizing Dhahabi’s viewpoints on traditions about Ahlul-Bayt in ‘Al-Mustadrak’ of Hakim

نویسندگان [English]

  • Alireza Fakhary 1
  • Farshad Manaee 2
1 Associate Professor of Alameh Tabatabaee University
2 M.A Student of the Quran and Hadith Sciences , Alameh Tabatabaee University
چکیده [English]

There are numerous Hadiths about the merits of Ahlul-Bayt(AS) in  Sunni hadith sources. These have been treated differently by Sunni experts and traditionists. Hakim Nayshaburi (405 AH) mentions some of the merits of  Ahlul-Bayt (AS)) in his book entitled ‘Al-Mustadrak’. On the other hand  Dhahabi (748 AH) while  selecting and summarizing the mentioned book in his ‘Talkhis Al-Mustadrak’ evaluates  the Hadiths  quoted by Hakim, which in due course ends in asserting some of them as invalid or ‘weak’ . The question is whether or not Dhahabi in his evaluation of Hakim’s Hadiths has employed  an identical  and precise method.
A categorisation and analysis of Dhahabi’s viewpoints  clarifies that he has not dealt with these hadiths similarly  and that his attitude , apart from being inconsistent sometimes, is not valid enough. At times he  mentions his reasons for asserting a Hadith weak; at other times he  deletes a Hadith in his selection without referring to its reason. Ignoring the stand point  of former experts in  Hadith while evaluating the Hadith is another of his weaknesses. This could be taken  as an evident to  his biased attitude towards the  Hadiths on the merits of Ahlul-Bayt in Sunni sources. It can be concluded, therefore, that Dhabi has violated the academic methods; hence, his viewpoints cannot be trusted.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Key Words: Hakim ’s Al-Mustadrak
  • Dhahabi
  • Assessment of Narrators
  • the metits of Ahlul-Bayt’s Pbut)